خاطرات، مصاحبه‌ها و گفت‌وگوی اسبی

چرا یک سوارکار رییس فدراسیون ایران نشده و اگر شما رییس بودید تیتر وار برای ارتقا سواری ایران چه می‌کردید؟
فدراسیون خواسته که خیلی کارا به جلو رفته. واردات اسب، مسابقه‌های بین‌المللی، همین ساخت باشگاه بام، اگر فدراسیون چوب لای چرخ می‌گذاشت این اتفاق‌ها نمی‌افتاد. فدراسیون خواسته که سوارکاری پیشرفت بکنه. من اگر رییس فدراسیون بودم یه

چرا چوگان ما تماشاگر نداره؟
تو ایران این جوریه. زمین چوگان شش برابر زمین فوتباله. دور تا دور زمین تو دبی و آرژانتین ماشین‌ها صف می‌کشن برای دیدن مسابقه. تو انگلیس کنار زمین خونواده‌ها می‌شینند و پیکنیک می‌کنند کنار زمین و باربیکیو و غذا درست می‌کنن. و همزمان بازی رو نگاه می‌کنند.شاید دور زمین پنج یا شش هزار نفر نشسته باشن. توی ایران ورزش‌های پرش و کورس رو بورس هستش. چوگان خیلی کم تماشاگر داره هر چند الان وضع بهتر از قبل شده. این پخش تلویزیونی تاثیر خیلی زیادی داشت و خیلی جمعیت اومده بود برای

درمورد حضورت در اردوی تیم ملی صحبت کن.
تشنه‌ی یادگرفتنم، می‌دونم هرچی یادبگیرم کمه، با نگاه کردن هم خیلی چیزا می‌شه یاد گرفت. از یه سواری که پایین‌تر از منه دوست دارم یاد بگیرم تا سواری که بالاتر از منه، خیلی با نگاه کردن یاد می‌گیرم، استنی می‌دونه و اگه بگذارن کار کنه و انتخاب

تلقی و تصویری که خودتون دوست دارید جامعه سوارکاری ازتون داشته باشند چیست؟
دوست دارم با همه مهربون باشم. کسی از من ناراحت نشه. کسی با دید بد بهم نگاه نکنه مثل بقیه سوارکارا که اونام همینو می‌خوان. اگر این حسو داشته باشم و اونام همین حس رو به من بدن فکر می‌کنم خیلی مهربون‌تر بشم. چون من بیشتر انرژی‌های منفی رو من به سرعت به خودم می‌گیرم. یکی از من خوشش نمیاد انرژی شو من به سرعت می‌گیرم و حس بدی پیدا می‌کنم و اون آرامشی که باید موقع کارم با اسب داشته باشم رو از دست می‌دم. حتی زمانی که دارم می‌رم داخل مانژ. شاید من از

شما در روز چند اسب سوار می شید. ‌می‌تونید قسمتی از برنامه کاری‌تون رو در رابطه با ترین اسب‌ها که جنبه آموزشی عمومی داشته باشه رو به ما بگید؟
من با دو تا اسب خودم و اسب‌های ایلیا که تو آریاسب هستند کار می‌کنم. روزایی که ایلیا هست دو سه تا اون سوار می‌شه باقی به من می‌رسه. در روز من بالای چهار تا اسب سوار نمی‌شم. من خوشبختانه وقتی سواری می‌کنم می‌بینم بچه‌ها حواس‌شون به من هست. من وقتی با شاگردم صحبت می‌کنم با صدای بلند این کارو می‌کنم و می‌بینم بقیه هم که تو مانژ هستند گوش می‌کنند. ما چیزی برای قایم کردن نداریم. من دوست دارم مردم ببینند یاد بگیرند. من نمی‌خوام چیزی با خودم ببرم. به

نظر شما درباره ورزش‌های اسبی دیگه.
من کورس رو دوست ندارم.
حتا برای دیدن؟
ببینید من کورس دوندم. خیلی سال پیش برای معرفی اسبچه خزر من و خانم حوری‌ناز حبیبی کورس دوندیم. به نظرم هر کسی که می‌خواد پرش یا درساژ کار کنه باید کورس بدونه چون تجربه زیادی به دست میارید و این مساله خیلی مهمیه. به نظر من به

آیا جامعه سوارکاری هم کتاب می‌خونن؟
بله به تازگی اگر مجبور بشن می‌خونن. دوره ما خیلی کتاب کم بود. شاید یکی دو کتاب مثل کتاب کاوالتی آقای جمشیدخانی. پیشتر باید کلی دنبال پیدا کردن کتاب به زبان اصلی و منابع بودیم الان کتاب‌های روز دنیا تو فروشگاه‌ها در دسترس سوارکارها هست اما سوارکارا کمتر می‌رن مطالعه می‌کنن. البته اینو باید اضافه کرد که گاهی دانش بیشتر انسان رو اذیت می‌کنه.مثلا تو مسابقه می‌بینیم بانداژ کشی بستن به اسب، اسبو نگه داشتن تا مسابقه شروع بشه. خب آدم حرص می‌خوره و نمی‌تونه چیزی بگه چون

بهترین مربی و بهترین شاگردتون؟
بهترین مربی با احترام و قدردانی به همه‌ی مربیام رامین خان شکی بودن که دنیای جدیدی رو تو سوارکاری برام ساختن و دریچه‌ای شدن به سوارکاری روز دنیا و تا عمر دارم مدیون ایشون هستم و افتخارم اینه که عنوان کنم شاگرد ایشون هستم و سرم رو موقع گفتن این جمله همیشه بالا می‌گیرم و درست شونه به شونه رامین خان، آقای علیرضا بختیاری هستند که اگر ایشون تو زندگی سوارکاری من نبودن من الان مسعود یزدی نبودم و هر چی تو سوارکاری دارم از لطف و بزرگی و اخلاق معلمی ایشونه و دست بوس

آخرین کتابی که خوندید؟ آخرین فیلمی که دیدید؟ آخرین تاتری که رفتید؟
کیمیاگر پائولو کوئیلو رو برای بار دوم خوندم. مادرم خیلی کتاب می‌خونه. اولین بار چند سال پیش کیمیاگرو ازش گرفتم و تا صبح از پاش بلند نشدم. من چند وقت پیش برای بار دوم هم یه شبه خوندمش. من چون همسرم سینما خونده فیلم زیاد می‌بینیم البته از وقتی دخترمون آندیا به دنیا اومده دیگه دوست داریم که وقت‌مون رو با آندیا بگذرونیم. همسرم دوست تاتری زیاد داره آخرین بار یه تاتر دانشجویی رو رفتم که همسرم هم در اون بازی می‌کرد به نام مرشد و مارگاریتا که یه پایان نامه بود.

نقشه دوم زندگی‌تون در حالتی که خدا تصمیم به آفرینش اسب نمی‌گرفت چی بود؟ از هوش هیجانی و هوش عضلانی که از خدا هدیه گرفتید در چه رسته و فعالیت بشری استفاده می‌بردید؟
من خیلی به این موضوع فکر کردم. چیزی که الان دوست دارم معلمی است. الان هم با توجه به کارم مربیگری هم می‌کنم که خود نوعی آموزش دادن است اما بیرون از اسب بیشتر کار کردن با کودکان و معلمی رو دنبال می‌کردم.
کی سوار یا کنار یا دور از اسب به این باور رسیدید که در آینده در زمره انگشت شمار سوارکار خانم ایران هستید که نه در تک مانع در پارکور توان بلند پروازی داره؟

دلیل‌هایی که خانم‌های سوارکاری که در ارتفاع بالای۱۳۰ شرکت می کنند به تعداد انگشتای یک دست هستند چیست؟
تو مبتدی خیلی زیادند. بعد تو رده‌های بالا نمی‌دونم چرا این قدر افت می‌کنند بیا شاید حمایت کننده‌ای ندارند. یه سری مسایل دیگه هم ممکنه باشه که خارج از اسبه. یه سری خانم‌ها شوهراشون درک‌شون نمی‌کنند چون سوارکار نیستند یا شاید یه خانم سوارکار این قدر علاقه نداره و در حد صد و یست اینا براش کافیه. شاید یه سری از خانم‌ها حمایت کننده ندارند یا اسب ندارند و نمی‌تونند مثل مربی‌های آقا اسب جذب کنند. من خیلی مساله رو تکنیکی نمی‌بینم. بیشتر مسایل فرهنگی هست.


-برای انتخاب اسب تو رده خودتون ( مالکین) و اینکه اون اسب چه ویژگیهایی داشته باشه که بتونه نظرتون رو جلب بکنه، چه تفکراتی رو دنبال می کنیدو چگونه تصمیم گیری می کنین!
خیلی احساسی راستش! وتا الان هم پشیمون نشدم و خدا رو شکر از انتخاب هایم راضی هستم.
/ آیا این می تونه به نوعی نشون دهنده عدم تسلط به اسب باشه یا نه؟

صفحه1 از16

آخرین‌پست‌های ایران هورسی در اینستاگرام؛ ما را دنبال کنید: