خاطرات، مصاحبه‌ها و گفت‌وگوی اسبی

شما رژیست صدایی خاصی دارید و صداتون کوک و نفوذ و سحر گویندگی خاصی داره. در همکاران تون چه فرم و لحن و صدایی و طرز گفتاری رو می‌پسندید؟
غیر مستقیم شما نظر من رو درباره همکاران دیگرم می‌پرسید. یک این که هر کدوم از همکاران دیگر من گیرایی صداشون مربوط به خودشونه برای من این خیلی خیلی خوبه و اجراشون رو خوب می‌دونم. دیگه این که برخی دوستان اگر ممارست بیشتری داشته باشند نتیجه بهتری می‌گیرند.

کیانا خودتو برای خواننده‌های ما معرفی کن. از کی شروع کردی؟ با چه مربی‌هایی کار کردی؟ چند ساله سواری می‌کنی؟ چه مقام‌هایی آوردی؟
کیانا احمدی. هشت ساله که دارم سواری می‌کنم . از هشت سالگی شروع کردم. من سوارکاری رو با مربیگری آقای مهراب شجاعی شروع کردم. بعد از ایشان مراحل ابتدایی و رده نونهالان رو با آقای رضا بخشی به اتمام رساندم و در حال حاضر زیر نظر آقای قاسم قاسمی کار می‌کنم و موفقیت‌های پی در پی به دست آوردم. مقام‌های زیادی در سطح استان کسب کردم و در سال نود و پنج بر سکوی سوم کشور ایستادم و امسال قهرمان نوجوانان استان همدان شدم.همچنین قدردان و سپاس‌گذار زحمات تمامی آنها هستم.

آیا در کودکی تصویری از اسب نقاشی کردید؟ اون اسب اولین اسبی بود که تو زندگی‌تون دیده بودید.
من از اسب خیلی نقاشی کشیدم اما چون نقاشیم اون موقع خیلی خوب نبودند می‌دادم برادرم اسب رو بکشه. خودم می‌کشیدم ولی اونایی که می‌کشیدم رو دوست نداشتم و می‌انداختم دور.
بیشتر در مورد کودکی‌تون و رویاهاتون با اسب صحبت کنید. من تو رویای کودکی‌ام دوست داشتم اسب داشته باشم و ببندمش تو حیاط خونه.

چرا جامعه‌ی سوارکاری قهرمان‌های سابقش رو به سرعت فراموش می‌کنه؟
من فکر می‌کنم یه سری جایگاه‌ها باید حفظ بشه. یه سری آمارها و اطلاعات باید تو یه مرجعی وجود داشته باشه. باید دسته بندی بشه این اطلاعات. باید پیشکسوت‌ها یه جایگاه داشته باشن تو مسابقه‌ها و رزومه‌هاشون در اختیار جوون‌ها باشه. من هفت هشت سال هست حضور جدی ندارم تو مسابقه‌ها و اون بچه‌ای که چهار ساله اومده تو این ورزش چه جوری باید منو بشناسه؟ چه جوری باید آقای بختیاری رو بشناسه؟ باید یاد کردن از ما بر اساس یه تشکیلاتی چیزی باشه. من یه بار به آقای وجدانی گلایه کردم و گفتم من خیلی به سوارکاری این مملکت خدمت کردم.

شده با پدرت رضا بهبدی و برادرت محمدرضا اختلاف حاد درباره بازی و مساله‌های دیگه مربوطه به بازی چوگان داشته باشی؟
بله و البته تو یه نقطه بالاخره به تفاهم می‌رسیم. غلط و درست‌ها رو با صحبت بیشتر به نتیجه می‌رسونیم.
پدرتون چی؟ تو این بحث‌ها با توجه به سبک و نظر شخصی که دارند چه موضعی بین شما دارند؟
ما به حرف پدرمون گوش می‌دیم. چون با این کار به سابقه‌‌ی پنجاه ساله داریم گوش می‌دیم و تجربه یک عمر بازی. تجربه‌ی پدرم خیلی مهمه. شاید ایشون الان از یه چیزای قدیمی بگن ولی همین هم خیلی مورد استفاده ما قرار می‌گیره.

مختصردر موردقهرمانی کشور ایران برامون صحبت کن و‌پنج راند رو تحلیل کن، انگارکه روی اسب هستی.
این سومین تجربه‌ی مسابقه قهرمانی کشورم بود. سری قبلی اسبم، اصلن این رده و این ارتفاع در توانش نبود اما می‌خواستم باشم و اگه تجربه‌ام بیشتر بود نتیجه‌ی بهتری می‌گرفتم و اما سال نود و شش، راند اول رو دقیق یادمه، یه برنامه برای خودم چیدم که چطور برم و چه کار کنم و چه کار نکنم. بیشترین استرس رو راند اول داشتم شاید چون اسبم اون رده رو خیلی خیلی آسون می‌پره و اون رده خیلی پایین‌تر از سطح توانشه، لاین آخر بود و مانع پروانه، ورود اولم خیلی خوب بود شش تا راحت و روون اکسرو میرم پایین دست به اسب نمی‌زدم شش تا رو راحت تا پلانگ و می‌پریدم. نمی‌دونم چرا از اکسر پایین اومدم برگشتم و هفت تا گام کردم. دولانا

چند نقطه برجسته از سوارکاری خودتون رو بفرمایید. نقطه‌هایی که در این مدت طولانی سواری‌تون باعث چرخش زندگی سوارکاره‌تون شده.
اولین جایزه‌ای که شاگردام گرفتن بعد قهرمانی‌هاشون. من خودم اگه بگم صد تا جایزه گرفتم. بیست تا کاپم اینجا تو دفترم نیست، بخشیدم به دیگران (تاکید) فایده‌ای نداره. (شمرده) چی از خودم به جا می‌گذارم؟ من شاید تو چیزی ادعا نکنم اما بهترین چیزی که خیلی مدعی‌شم اینه که نوزده سال شاگردام قهرمان کشور شدن.
مثال بزنم آقای خوشدل تو یه دوره‌ای شروع کردن به تغییر سبک سواری شون. دوره‌ای که خودشون گفتن دایم زمین می‌خوردند و از اون سواری خاص رسیدن به یه سواری کلاسیک. آیا شما هم دوره‌ای این چنینی تو زندگی سواره‌تون داشتید؟

بسیاری درباره شما گفتند سوارکاری که می‌دونه داره چه کار می‌کنه کار با اسب و‌ سوارش کم نظیره به طور خلاصه می‌تونم بپرسم خودتون فکر می‌کنید این نتیجه چه فرایندی است؟
اول این که به من لطف دارند. ببینید من اسب یا شاگردی رو که قبول می‌کنم همیشه بهشون می‌گم سواری تونو بکنید. چون من بالا سرتون واستادم چیزی رو عوش نکنید بخواید شیک و مرتب بشید. این چیزارو ما نداریم. سواری تونو انجام بدید. وقتی سواری‌شونو می‌بینم دقیقا متوجه می‌شم که مشکل سوار چیه؟ ساقشه، کمرشه، دستشه، ذهنشه، فکرشه. این خواست خداست که این حسو به من داده، این علمو به من داده که دقیقا می‌فهمم این اسب به چی نیاز داره، به چه کاری احتیاج داره این اسب یا سوارکار. ببنید با سوارکار می‌شه حرف زد و براش برنامه ریخت، با اسب که نمی‌شه. اسب رو باید حس کرد. وقتی سوار اسب می‌شم به

دیدن یه اسب بسته شده به یه گاری که سنگ نمک حمل می‌کنه چه تاثیری تو ذهن شما داره؟
احساس رنج و فشاری که تحملش سخته.
برخورد شما با مرگ یه اسب چطور بوده؟
تا مدت‌ها سوگوارم. همین.

چه مقام‌هایی تو این دوره به دست آوردید؟
مقام‌ها بیشتر با اسبای باشگاه بود. همین فلفل و یه اسب دیگه متعلق به پسر دکتر قدیری به اسم آرش که با اون قهرمان نوجوانان و جوانان استان شدم. یه اسب آقای فتحی مهر بود به اسم آرام که باهش جام گرفتم. اون سال‌ها دایم تو مسابقه بودیم. به خاطرآموزش خوب اسب‌های آقای بختیاری سوارهای مبتدی یا تو مرحله پیشرفت خیلی راحت باهاشون می‌پریدن. برای همین اغلب نتیجه می‌گرفتیم. این شروع سواری من بود.

چه مقام‌هایی تو این دوره به دست آوردید؟
مقام‌ها بیشتر با اسبای باشگاه بود. همین فلفل و یه اسب دیگه متعلق به پسر دکتر قدیری به اسم آرش که با اون قهرمان نوجوانان و جوانان استان شدم. یه اسب آقای فتحی مهر بود به اسم آرام که باهش جام گرفتم. اون سال‌ها دایم تو مسابقه بودیم. به خاطرآموزش خوب اسب‌های آقای بختیاری سوارهای مبتدی یا تو مرحله پیشرفت خیلی راحت باهاشون می‌پریدن. برای همین اغلب نتیجه می‌گرفتیم. این شروع سواری من بود.


فکر می‌کنید با توجه به روحیه مهر طلب، درون‌گرا و محجوبی که دارید آیا اشتهای کافی، روحیه مبارزه و جاه طلبی برای رسیدن به چند تا جام رو دارید؟
خیلی نه. دارم روی خودم کار می‌کنم. باید اعتماد به نفسم رو بالا ببرم. تو این یکی دو ساله هم فکر می‌کنم اعتماد به نفسم بالا رفته.به نظرم اگر یکی چند بار تو رده صد و سی خوب سواری کنه، دفعه بعد ذهنش درگیر این می‌شه که دیگه جایزه بگیره. من دوست دارم این جوری بالا برم. هر مسابقه مثل کلاس درس می‌مونه و آدم می‌تونه کلی چیز جدید ازش یاد بگیره. ولی قبول دارم یه کم جاه طلبی‌ام پایینه. مثلا مازیار هر مسابقه‌ای که میاد تو چشماش می‌خونی که می‌خواد ببره. فقط اومده یک بشه. من هم از باخت بدم میاد. من خیلی فکر می‌کنم که باید چه کار کنم که نبازم. قبول دارم باید خیلی بیشتر روی خودم کار کنم.

صفحه4 از15

آخرین‌پست‌های ایران هورسی در اینستاگرام؛ ما را دنبال کنید: