خاطرات، مصاحبه‌ها و گفت‌وگوی اسبی

سوارکاری خانم ها رو از گذشته تا به حال برای ما موشکافی کنید. در حافظه جمعی ما شاید بیشتر از آقایون سوارکار اسم دو سه تا خانم سوارکار بیاد. خانم قره‌گزلو، خانم فیروز، خانم گلنار بختیار. من فکر می‌کنم در قسمت مهمی از سوارکاری ایران خانم‌ها حضور مهم و تاثیر گذار داشته اند. در مورد خانم فیروز که کارشون ابعاد جهانی داشته. چرا این فاصله پیش اومده الان در سوارکاری خانم‌ها و خانم‌های سوارکارکمتر به تاثیرگذاری قدیمی‌ترها هستند؟
من بیشتر این اسامی رو شنیدم و البته خانم فیروز نازنین رو دیدم. چون این اسامی جزو شنیده‌های من هستند از چیز زیادی نمی‌تونم بگم. به نظرم نگاه کردن به این قضیه با این دید و بررسی کردنش واقعا جنبه فرهنگی داره. خودتون هم گفتید دو نفر از این

ویژگی‌های سوارکاری خودتون رو برای ما شرح بدید. درباره تکنیک، نشست و استایل و هر مشخصه‌ی فنی دیگه‌ای در مورد سواری‌تون توضیح بدید.
من سعی می‌کنم قبل مانع‌ها رو اسب بشینم. تو مسیر نمی‌تونم بشینم. چهار پنج گام مونده به مانع می‌شینم و خیلی بیشتر رو دستام سواری می‌کنم تا رو پاهام. من به این دلیل که اسبام خیلی اسبای رو به جلو و تندی‌اند و زورم هم این قدر نیست که بتونم کنترل کنم مجبورم با دستام خیلی کار کنم.

- حس و نگاه ات به اسب چیه؟
الان حس شخصی من اینه اسب حیوونیه که باید حالت خوب باشه وقتی سوارش می شی و هر حسی که داشته باشی تو اون لحظه بهش منتقل می کنی.بنابراین همین یه استنباط از جانب من باعث میشه موقع سوارکاری تمرکز و حال بهتری داشته باشم که البته همین روند رو توی کار و بیزنس هم رعایت می کنم و سعی می کنم برخورد منطقی تری در مواجه با شرایط داشته باشم.

چندوچون و فضای ذهنی و شخصیتی انسان‌هایی که به اسب گرایش دارند رو تحلیل بفرمایید.
فکر می‌کنم باید آدم‌های احساسی‌تری باشند. انگار یه حس تنهایی این آدم‌ها دارند به اضافه این که آدم‌هایی که با اسب سروکار دارند و با اسب زورآزمایی می‌کنند وحریف اسبند یه غرور خاصی هم دارند و یه اعتماد به نفس خاصی دارند و یه حس قدرت دارند چون حس می‌کنند این اسب رو مهار کردند.

فانیون بعد از لک لک بود؟
فانیون رو دهه‌ی پنجاه ژان میشل گو از فرانسه آورد برای پرش. خودش خیلی پرش خاصی نداشت اما خط خونی‌اش خوب بود. لک لک از فانیون خیلی بهتر بود البته مادیون‌هایی هم که با لک لک کشیدند بی نظیر بودند. بهترین خط‌های یموت ایران بودند. کره‌های لک لک که به میدون اومدند به هیچ اسب خارجی وا نمی‌دادند، به تاپ کلاس‌ها وا نمی‌دادند. من خودم با یکی از کره‌هاش پریدم. سال پنجاه و دو اسب‌های آلمانی دیگه وارد شده بودند. جواد ورزیده‌کار کار با اسبی به اسم پاشا می‌اومد. مانع‌ها این قدر بزرگ بود

درباره شرایط اسب‌تون تو فینال قهرمانی کشور پارسال برامون بگید.
پارسال من تو بیست نفر فینال اومدم. روز اول تو سرعت نتونستم اون کاری که باید رو بکنم. اسبم یه کم ترسید. نتیجه بدی گرفتم اما روز دوم جبران کردم و اسبم خوب پرید و راند دوم هم که بی خطا شد. برای فینال هم که اومدم همه چیز عالی بود. اسب قهرمان استان خراسان شده بود. مسابقه‌های قبلی شو بی خطا شده بود و اسب زیر نظر دامپزشک بود. تو وت چک دکترا به راحتی گفتن اسب رد شده روز قبل از مسابقه این اجازه رو به من ندادند که اسبم رو دوباره چک کنن من نتیجه‌هام همیشه خوب بوده،

چه تصوری از جهان بی اسب دارید؟
واقعیت هیچ وقت بهش فکر نکردم. چون از زمانی که یاد دارم تو خونه مون اسب بوده. تو سربازی یه فرمانده داشتیم که دوستم بود. یه روز یه مثالی زد گفت یه روز سرزده و با لباس شخصی داشتم می‌رفتم دفترم ساعت شش و نیم صبح بود. همزمان یه گوشه‌ای یکی از سربازای خودم رو دیدم که داشت سیگار می‌کشید. سربازه منو دید و شوکه شد. گفتم بهش آروم باش، مشکلی نداره. از در دژبانی رفتیم تو و ازش پرسیدم پسر جون چه فکری می‌کنی که صبح اول وقت، ناشتا از خوابگاه پاشدی سیگار

از شرایط اقتصادی حرفه‌تون بگید. به عنوان شغل سوارکاری یا مربیگری چه مزیت‌های افتصادی و چه تردید‌هایی داره؟
از نظر اقتصادی که سوارکاری یه ورزش اشرافیه. تو این ورزش خیلی سرمایه‌گذاری می‌شه ولی خب این سرمایه‌گذاری به ده درصد افراد جامعه ربط داره و بقیه و اون ده درصد که تو این جامعه هستند با یه کم جابه‌جایی در شرایط بدی قرار می‌گیرند، به نظر من درآمد سوارکاری هم تقسیم بندی شده و شاید همه تو شرایط خوبی نباشند، ما الان فقط بدن‌مون و هنرمون رو داریم و امنیت شغلی نداریم. من سالی که پام شکست و نتونستم سوار بشم تمام اسبام از دستم رفت، من اگه سنم بره بالا چه امنیت کاری دارم؟

چرا تو گنبد دارن اسب با خون وارداتی تولید می‌کنند و رکورد و کیفیت و بدن کره‌هاشون خیلی شرایط بدی نداره؟
یعنی شما می‌گی کورس ما با دنیا برابره؟
نمی‌گم برابره ولی فاصله‌مون این قدر نیست که تو اسب پرشی خارجی و تولید داخل هست.

راز کار کردن طولانی مدت با مجید شریفی در چیست؟
آقا مجید مثل برادر، مثل پدر برام بوده، مثل دوست، همیشه هم برام راهنمای خوبی بوده، کمکم کرده همیشه. ، آقا مجید البته مربی من بوده و هنوزم هست، این که شما بتونی کیفیت سواری تو حفظ کنی، باید یه مربی بالای سرت باشه، تو هر سطحی هم باشی به مربی نیاز داری. قهرمان دنیا هم که باشی باید کسی کنارت باشه که بتونی قهرمانی رو نگه داری، می‌تونی تنها کار کنی ولی مربی باید باشه کنارت. برای من چی بهتر از اینه که یه مربی خوب دارم. جدا از مربی‌ خب من دوست خوب هم دارم و

شنبه‌های بدون اسب رو به چه کار مشغولید؟

(لبخند، تاکید)شنبه‌های من هم با اسب هست. من شنبه‌ها نعلبندی می‌کنم و یه سری اسبای جدی‌تر رو هم کار می‌کنم. من همه‌ی روزهام تعطیله چون اسب و کارم رو دوست دارم. من روزی که کار نمی‌کنم برام کسل کننده است.

 تو سطح حرفه‌ای سواری ایده آل شما کجاست وهدفتون برای رسیدن به این چشم انداز از چه مسیری عبور می‌کنه؟

جامعه سوارکاری، سطح سوارکاری در ایران، مسایل سوارکاری ایران از دید یک سوارکار خانم که هم در اروپای غربی و هم در ایران حضور داشتند چطور هست؟
سطح سوارکاری ایران در سه سال اخیر واقعا بالا رفته. مسابقه‌های بلندی در پیش داریم. مسابقه‌های بین المللی در ایران برگزار شده و این نمایانگر این هست که چه سطح بالایی داریم و چه کیفیت خوبی سوارکارهای ما دارند که قادر به برگزاریcsi هستیم. به عنوان یه سوارکار خانم تا به حال من مشکلی نداشتم و از فدراسیون سوارکاری تشکر می‌کنم. من در مسابقه‌های بین المللی با پرچم ایران و با ضوابط کشور ایران شرکت می‌کردم و خواهم کرد و مشکلی نبوده که من بخوام انتقاد بکنم. در سطح بالا باید اضافه

صفحه3 از15

آخرین‌پست‌های ایران هورسی در اینستاگرام؛ ما را دنبال کنید: