خاطرات، مصاحبه‌ها و گفت‌وگوی اسبی

خوشبخت‌ترین وشوربخت‌ترین اسبای ایران به نظرت کدومه؟
من خودم اسبامو خیلی اذیت نمی‌کنم. دوست دارم اسبام همیشه خوشحال باشند و کار رو دوست داشته باشند. من یه دونه اسب تو فرح‌آباد یادمه که سینه‌اش پاره شد. اسمش لانا بود و خیلی از دامپزشک‌ها گفتند که اسب رو بکشید داره زجر می‌کشه ولی لانا شانسش اون‌جا بود که صاحبش گفت این کارو نکنید اسب برمی‌گرده، یه دست تا آرنج می‌رفت تو سینه‌ی اسب، اون اسب شانس آورد و خوشبخت بود که دکتر اون‌جا بود و اسب رو برگردوند، هنوزم که هنوزه می‌دونم کجاست و اون اسبو دنبال می‌کنم، سواری می‌کنه و شاگردای مبتدی رو راه می‌اندازه دو تا کره داده. یه اسب دیگه هم بود که دل درد شدیدی داشت و گفتند دیگه خوب

فرض کنید قرار باشه فیلم زندگیتون بسازن اسمشو چی می‌گذارین؟
(لبخند) فیلم زندگی من؟ چه سوال تند و صریحی. نمی‌شه بهش جواب داد. باید فکر کرد. زندگی؟(سکوت) عاشق اسب!
در مورد چند جلسه اولی که آموزش سوارکاری دیدید برامون صحبت کنید. اون موقع فکر می‌کردید که قهرمان آینده سوارکاری ایران روی زین نشسته؟

برای رسیدن از یک سوار کار که شاید سواری آزاد می‌کنه تا یک سوارکار همیشه حاضر در رده‌های بالا چه نقشه و ‌مسیری‌ طی کردید؟

حمید روشنی که از دوستان من هستند هم با شما کار کردن؟
حمید روشنی پدرش با پدر من همکار بودن. با هم خیلی دوستیم ولی زیاد با هم کار نکردیم. اون کورس رو دنبال کرد و من پرش رو چون وزنم دیگه بالا رفت و نمی‌تونستم اسب بدونم.
حمید یه دوره فکر کنم تو ابرش پیش شما سواری کلاسیک رو کار کرد؟

اگر اگر عقربه ساعت معکوس می‌چرخید و زمان به عقب بر می‌گشت سوار کار می‌شدید؟
باز هم سوارکار می شدم!
در مورد شنبه‌های بدون اسب برامون بگید.

‌تاثیرگذارترین و‌خاطره سازترین اسب زندگی‌تون کدوم اسب بوده؟ گراف؟
گراف. از کره‌گی خودم باهاش کار کردم. نه سال پیش من بود از صبح تا شب باهاش زندگی کردم تا همین ششم شهریور که جابه جاش کردم و یه اسب دیگه گرفتم.

اسبای شما برای کاربری درساژ و پرش تفکیک شدن یا خیر؟ خاطرم هست با شرلوک کی که هون سال تو قهرمانی کشور پرش شرکت کرد تو درساژ سوم شدید.
سال‌ها اسبای من دو کاره بودن. اما تو این دو سه سال اخیر خیر. در حراج آقای هژبر یه مادیون هانوورین خریدیم به اسم رومینا پی که پدر و مادر با خط درساژی داره و اصلا از پرش خوشش نمیاد و الان من فقط باهاش درساژ کار می‌کنم و خیلی هم ازش راضی‌ام و به قول آقای جمشیدخانی راه رفتنش خیلی خرامان خرامانه. من اما سال‌ها اسبام دو کاره بودن. من اعتقاد دارم اگه اسبی که تو پرش در رده بالا شرکت می‌کنه اگه در طول هفته تمرین‌های درساژ رو هم انجام بده خیلی براش خوبه. این تمرین‌ها همون چیزی است که تو مسابقه‌های درساژ ایران از اسب و سوار انتظار دارند و این تمرین‌ها هیچ منافاتی با تمرین پرش نداره. تضاد نداره که هیچ

در جایگاه یک مدیر باشگاه اسب چه زمانی از روز رو ازتون میگیره.‌ من شاهدم روزهای تعطیل هم شما در باشگاه حضور دارید.
اعتقاد دارم مدیریت یک مجموعه سوارکاری باید با حضور فیزیکی همراه باشه. چون شما با یک موجود زنده سروکار دارید که فاقد کلام و گفتار است و فقط با حضور فیزیکی و نظارت بیست و چهار ساعته می‌توان مجموعه را مدیریت نمود.
هیچ وقت دوست داشتید یک مدیر ورزشی نبودید و یک سوارکار می‌شدید؟

درمورد مسایل و مشکل‌های چوگان و جایگاه فعلی‌اش به تفصیل برامون صحبت کن.

بزرگ‌ترین مشکل‌مون اسبه. دومین مشکل اینه که پاترون کمه. مساله این نیست که ما اسب چوگانی از خارج وارد کنیم،

ما تعداد اسبامون کمه و به اسب‌های بیشتری نیاز داریم که تعداد تیم‌های چوگان رو زیاد کنیم. وقتی اسب زیاد بشه چوگان باز زیاد می‌شه و

اگر چوگان باز بیشتر بشه. پاترون‌ها افزایش پیدا می‌کنند.

متن کامل این مصاحبه را می توانید در مجله شماره 8 ایران هورسی بخوانید.

تاثیر شیوه زندگی سوارکار خارج از مانژ و توی زندگی خودش بر سواری چطوره؟
به روحیه آدم بستگی داره. روحیه هم خودش از دل زندگی میاد. هر چی آدم شخصیتش آروم باشه تو کارش هم آرومه. آدم عصبی تو کارش هم عصبیه. من کلا آدم آرومیم. خیلی به صبور بودن فکر می‌کنم. این روی کارم هم تاثیر داشته و فکر می‌کنم این صبوری برای کارم خیلی خوب بوده. چون فکر می‌کنم صبر و حوصله تو کار اسب خیلی جواب می‌ده. یه وقتایی آدم باید انتظارشو از یه اسب خیلی پایین بیاره. فکر‌کنه من الان یه کره سوارم و انتظار یه اسب صد و سی رو نداشته باشم. این انتظار بیجا نداشتن و حوصله کردن باعث پیشرفت سوارکار و اسب می‌شه. یه وقتایی البته ما یادمون می‌ره صبور باشیم.

درباره‌ی دلشاد برامون بفرمایید که به عنوان سیلمی شما تایید می‌کنید و مناقشه بر سر دوخون بودنش بسیاره.
دلشاد مدلش اسب یموته، مدلش مدل خوبیه، مدلیه که اصلاح می‌کنه، حالا ممکنه تو کره‌هاش بعضی‌ها به تروبرد برن اما مدلش خوبه و جزو اسب‌هایی هست که نتیجه‌ی خوب داده. فنوتیپش هم یموت ماست. اون رو نباید حذف کرد. نباید به عقب برگشت. امروز خیلی از ترکمن‌ها یه کم خون تروبرد دارند. ما باید بگردیم دنبال اون اسبی که گم کردیم نه اون اسبی که دلال‌های خارجی می‌خواهند به ما بفروشند.

خیلی از سوارکارا با اولین زمین خوردن خیلی سخت و با اکراه به پشت زین بر می‌گردند. قهرمانی مثل مجید شریفی چه موضعی نسبت به اولین فروافتادنش از اسب داره و آیا اون لحظه رو به خاطر میاره؟

صفحه10 از16

آخرین‌پست‌های ایران هورسی در اینستاگرام؛ ما را دنبال کنید: