خاطرات و مصاحبه ها

یادم هست اولین باری که چند مجسمه ی زیبای  اسب را در اتوبان شیخ فضل ا... دیدم، شوق و شعفی در من شکل گرفت، چمن های اطراف آن مجسمه ها که تداعی کننده دشتی سرسبز بود، بلافاصله انقطاع زمان را بوجود آورد و من احساس کردم در طبیعتی به گستره ی ایران رها شده ام و دارم گرد این حیوانات نجیب می گردم  و البته این احساس را در نگاه دیگران نیز می دیدم و لذت می بردم. در واقع آن روزها این آثارمصداق واقعی یک مبلمان شهری و مجسمه هایی بودند که به شدت نیازش احساس می شد.

خراسان با تمام تنوع فرهنگی و قومی اش، مشترکات بسیاری را دستمایه دوستی و همدلی قومی قرار داده است که از دیرباز چهره تاریخی سرزمین خورشید راشکل داده است که در این میان اسب جایگاهی بی رغیب دارد؛ از تولید اسب چناران توسط نادر تا ده ها داستان تاریخی دیگر گواه این مهم هستند.

در ابتدا خواهشمند است ضمن معرفي كمي از پيشينه خود بيان نماييد:
اينجانب علي ه‍ژبر هستم كه قبل از انقلاب سواركاري را نزد آقاي نورمحمد حبيبي در باشگاه سواركاري نوروز آباد بصورت آماتور فرا گرفتم شغلم نظامي گري بوده است و از بچگي علاقه مند به حيوانات خصوصا اسب بوده ام.

در آخرین روزهای غبارآلوده ی چند روز مانده به چاپ نشریه، به بهانه ی برگزاری جلساتی پیرامون هماهنگی برای تهیه و تولید سریال با نام موقت" اردوی سواری تابستانی" که قرار است به کارگردانی بابک محمدی برای شبکه سوم سیما ساخته شود، میهمان یکی از تهیه کنندگان بزرگ ومهربان تلویزیون می شوم.

بیابان شناس برجسته، چهره ماندگارعلمی ایران در سال ۸۴ واستاد خوش صحبت دانشگاه تهران، دوران تحصیلش را خیلی خوب یادش هست.

محمدتقی مطهری، برادر شهید مطهری در خاطره ای به اسب سواری برادرش در کودکی اشاره می کند که خواندن آن خالی از لطف نیست.

وقتی اولین بار عکسش را توی برخی رسانه ها دیده بودم با خود می گفتم: آدمی است بدخلق، ناآرام و کم حوصله که هیبتش را بهانه ی تحمیل افکارش خواهد کرد با صدایی قرص و محکم و بی احساس که همکلامی با وی سخت و طاقت فرسا خواهد بود.

صفحه1 از2

آخرین‌پست‌های ایران هورسی در اینستاگرام؛ ما را دنبال کنید: